فریادی از میان خاک
دعای شخصی رنجدیده، آنگاه که ناتوان میگردد و نالهاش را به حضور پدر ما فرو میریزد.
دعای مردی بیمار: روزهایی چون دود، استخوانهایی سوزان، خاکستر بهجای نان، و شببیداری چون گنجشکی تنها بر پشتبام. در میانه، از توصیف خود دست میکشد و رو به بازسازی صهیون میآورد و به پدری که آسمانها را — که چون جامه کهنه میشوند — پشت سر میگذارد.
102 1ای پدر ما، دعایم را بشنو؛ بگذار فریاد کمکخواهیام به تو برسد. 2روی خود را از من مپوشان در روز تنگیام. گوش خود را به من فراده؛ در روزی که تو را میخوانم، بیدرنگ مرا اجابت فرما.
3زیرا روزهایم چون دود ناپدید میشوند، و استخوانهایم همچون کوره میسوزند. 4دلم چون علف کوبیده و پژمرده گشته است؛ حتی خوردن نان خود را از یاد میبرم. 5از فرط نالهام، پوست بر استخوانم خشکیده است. 6همچون بوم بیابانم، و مانند جغدِ میان ویرانهها. a a v6 بوم بیابان و جغدِ میان ویرانهها پرندگانِ جایهای متروک و ویران بودند — تصویری زنده از تنهایی و رهاشدگیِ کامل. 7بیخواب دراز کشیدهام؛ همچون گنجشکی تنها بر پشتبام گشتهام. 8دشمنانم تمام روز مرا سرزنش میکنند؛ آنان که بر من خشم میگیرند، نامم را همچون نفرین به کار میبرند. 9زیرا خاکستر را چون نان میخورم، و نوشیدنی خود را با اشک میآمیزم، 10به سببِ خشم و غضبِ تو؛ زیرا مرا برافراشتی و به کناری افکندی. 11روزهایم چون سایهای رو به درازی است، و همچون علف پژمرده میشوم.
12اما تو، ای پدر ما، تا به ابد بر تخت نشستهای؛ و نامِ تو نسل اندر نسل پایدار است. 13تو برخواهی خاست و بر صهیون شفقت خواهی نمود، زیرا وقتِ آن است که بر او لطف کنی؛ زمانِ معین فرا رسیده است. 14زیرا بندگانت از سنگهای او دلخوشاند و بر خاکِ او شفقت میکنند. 15قومها از نامِ پدر ما خواهند ترسید، و همهٔ پادشاهانِ زمین از جلالِ تو. 16زیرا پدر ما صهیون را بنا خواهد کرد؛ او در جلالِ خود ظاهر خواهد شد. 17او به دعای بینوایان گوش خواهد داد و التماسِ ایشان را خوار نخواهد شمرد.
18این برای نسلِ آینده نوشته شود، تا قومی که هنوز آفریده نشدهاند، پدر ما را بستایند: 19که او از بلندیِ مقدسِ خود نگریست؛ پدر ما از آسمان بر زمین نظر افکند، 20تا نالهٔ اسیران را بشنود، و آنان را که به مرگ محکوم شدهاند آزاد سازد، 21تا نامِ پدر ما در صهیون اعلام شود، و ستایشِ او در اورشلیم، 22آنگاه که قومها و مملکتها گرد هم آیند تا پدر ما را بپرستند.
23او در میانِ راه نیرویم را شکسته است؛ و روزهایم را کوتاه کرده است. 24پس گفتم: «ای پدر من، مرا در میانهٔ عمرم مبر — تو که سالهایت نسل اندر نسل پایدار است.» 25در دیرزمان بنیادِ زمین را نهادی، و آسمانها کارِ دستهای توست. b b v25 عبرانیان ۱:۱۰-۱۲ این کلمات را به عیسی نسبت میدهد — خداوند ما عیسی، پسرِ ازلی که پدر ما همهچیز را بهواسطهٔ او آفرید. 26آنها نابود خواهند شد، اما تو باقی خواهی ماند؛ همگی چون جامه کهنه خواهند شد. آنها را عوض خواهی کرد همچون لباس، و درخواهند گذشت. 27اما تو همان هستی، و سالهایت هرگز به پایان نخواهد رسید. 28فرزندانِ بندگانت در امنیت ساکن خواهند شد، و نسلِ ایشان در حضورِ تو استوار خواهند ماند.