زندگی در روح
پاسخ به فریاد خستهٔ باب هفتم. هیچ محکومیتی نیست، و روح بردگان را به فرزندانی بدل میکند که پدر ما را ابّا میخوانند. پولس هرگز وانمود نمیکند که رنج به پایان رسیده است — آفرینش مینالد، ما مینالیم، دعا از ما برمیآید و کم میآورد — با این حال اصرار دارد که هیچچیز در آن نمیتواند ما را از محبت جدا کند.
8 1پس اکنون برای آنان که در مسیح عیسی هستند هیچ محکومیتی نیست. 2در مسیح عیسی، شریعتِ روحِ حیات تو را از شریعتِ گناه و مرگ آزاد کرد. 3آنچه شریعت نمیتوانست انجام دهد، چون بهسبب جسم ناتوان بود، پدر ما انجام داد: با فرستادن پسر خودش در شباهت جسمِ گناهآلود، همچون قربانی گناه، گناه را در جسم محکوم کرد. 4تا آن الزامِ عادلانهٔ شریعت در ما تحقق یابد، ما که نه بر طبق جسم، بلکه بر طبق روح رفتار میکنیم. 5آنان که بر طبق جسم زندگی میکنند، ذهنشان به خواستههای جسم مشغول است؛ اما آنان که بر طبق روح زندگی میکنند، به خواستههای روح. 6زیرا ذهنی که بر جسم متمرکز است مرگ است؛ اما ذهنی که بر روح متمرکز است حیات و آرامش است. 7زیرا ذهنِ زیرِ فرمانِ جسم با پدر ما دشمنی میورزد؛ آن تسلیمِ شریعتِ پدر ما نمیشود، بلکه اصلاً نمیتواند بشود. 8آنان که زیرِ فرمانِ سرشتِ گناهآلود هستند نمیتوانند پدر ما را خشنود سازند.
9اما شما در جسم نیستید، بلکه در روح هستید، اگر بهراستی روح پدر ما در شما ساکن باشد. هر که روح مسیح را نداشته باشد، از آنِ او نیست. 10اما اگر مسیح در شماست، بدن بهسبب گناه مرده است، اما روح بهسبب عدالت حیات است. 11پس اگر روح پدر ما که عیسی را از مردگان برخیزانید در شما ساکن است، آنکه مسیح را از مردگان برخیزانید، بدنهای فانی شما را نیز بهواسطهٔ روح خود که در شما ساکن است زنده خواهد ساخت.
12پس ای برادران و خواهران، ما هیچ دِینی به جسم نداریم که بر طبق آن زندگی کنیم. 13زیرا اگر بر طبق جسم زندگی کنید، خواهید مرد؛ اما اگر بهواسطهٔ روح، کارهای بدن را بمیرانید، زنده خواهید ماند. 14زیرا همهٔ آنان که بهواسطهٔ روح پدر ما هدایت میشوند، فرزندان پدر ما هستند. 15شما روحِ بندگی را نیافتید تا باز به ترس بازگردید، بلکه روحِ پسرخواندگی را یافتید که بهواسطهٔ آن فریاد برمیآوریم: «ابّا، پدر!» a a v15 ابّا — فریاد صمیمانهٔ خودِ عیسی به پدر در جتسیمانی. بهواسطهٔ روحِ احیا، همان فریاد از آنِ ما نیز میشود: پدر ما را با همان نزدیکیای میخوانیم که عیسی میخوانَد. 16خودِ روح با روحِ ما شهادت میدهد که ما فرزندان پدر ما هستیم. 17و اگر فرزندانیم، پس وارثانیم — وارثانِ پدر ما و همارثانِ مسیح، اگر با او رنج بکشیم، تا با او نیز جلال یابیم.
آفرینش در انتظار فرزندان پدر است
18من رنجِ این روزگار را در برابر جلالی که قرار است در ما آشکار شود، هیچ میشمارم. 19زیرا آفرینش با اشتیاقی سوزان در انتظار آشکار شدنِ فرزندان پدر ما بهسر میبرد. 20زیرا آفرینش تسلیمِ بطالت شد — نه به خواستِ خود، بلکه بهسببِ او که آن را تسلیم کرد — در امید، 21به این امید که خودِ آفرینش نیز از بندگیِ فساد آزاد شود و به آزادیِ جلالِ فرزندانِ پدر ما درآید. 22زیرا میدانیم که تمامیِ آفرینش تا به امروز با هم در دردِ زایمان ناله کرده است. 23و نهتنها آفرینش، بلکه خودِ ما نیز — که نوبرِ روح را داریم — در درونِ خود ناله میکنیم، مشتاقانه در انتظارِ پسرخواندگیِ خود، یعنی رهاییِ بدنهایمان. 24زیرا در این امید نجات یافتیم. اما امیدی که دیده شود امید نیست — چه کسی به آنچه هماکنون میبیند امید میبندد؟ 25اما اگر به آنچه نمیبینیم امید ببندیم، با بردباری در انتظارِ آن میمانیم.
26روح نیز به همینسان در ضعفِ ما به یاریمان میآید: زیرا نمیدانیم چگونه باید چنانکه شایسته است دعا کنیم، اما خودِ روح با نالههایی بیکلام برای ما شفاعت میکند. 27و او که دلها را میکاود، فکرِ روح را میداند، زیرا روح مطابقِ ارادهٔ پدر ما برای مقدّسان شفاعت میکند.
28و میدانیم که همهٔ چیزها با هم برای خیرِ آنان که پدر ما را دوست میدارند، یعنی آنان که بر حسبِ ارادهٔ او خوانده شدهاند، عمل میکنند. 29آنان را که از پیش شناخت، از پیش نیز مقدّر فرمود که به صورتِ پسرش شکل یابند، تا او در میانِ برادران و خواهرانِ بسیار نخستزاده باشد. b b v29 مقصودِ ازلیِ پدر ما یک خانواده است — عیسی، پسرِ نخستزاده، و برادران و خواهرانِ بسیار که به شباهتِ او شکل مییابند. این احیا استعاره نیست؛ همان خانوادهای است که پدر ما همواره اراده کرده بود داشته باشد. 30و آنان را که مقدّر فرمود، خواند نیز؛ و آنان را که خواند، عادل شمرد نیز؛ و آنان را که عادل شمرد، جلال نیز بخشید.
31پس در برابرِ این چیزها چه بگوییم؟ اگر پدر ما با ماست، کیست که بر ضدِ ما باشد؟ 32او که بر پسر خودش دریغ نکرد، بلکه او را در راهِ همهٔ ما تسلیم فرمود، چگونه با او همهچیز را نیز به ما نخواهد بخشید؟ 33کیست که بر برگزیدگانِ پدر ما اتهامی وارد آورد؟ پدر ما همان است که عادل میشمارد. 34کیست که محکوم کند؟ مسیح عیسی — که مرد، و از آن مهمتر برخیزانیده شد، که بهدستِ راستِ پدر ما است و بهراستی برای ما شفاعت میکند.
35چه چیز میتواند ما را از محبتِ مسیح جدا کند؟ رنج، سختی، آزار، قحطی، عریانی، خطر یا شمشیر؟ 36چنانکه نوشته شده است: ‹بهخاطرِ تو تمامِ روز کشته میشویم؛ همچون گوسفندانِ ذبحشدنی به شمار میآییم.›
37نه، در همهٔ این چیزها بهواسطهٔ او که ما را محبت کرد، بیش از پیروزمندانیم. 38زیرا یقین دارم که نه مرگ و نه زندگی، نه فرشتگان و نه ریاستها، نه حال و نه آینده، و نه قدرتها، 39نه بلندی و نه ژرفا، و نه هیچ چیزِ دیگر در تمامِ آفرینش، نمیتواند ما را از محبتِ پدر ما که در خداوندِ ما مسیح عیسی است، جدا کند.