فریاد داوود برای رهایی
برای سالار سرایندگان. با سازهای زهی. سرودی حکمتآمیز از داوود، آنگاه که زیفیان نزد شائول رفتند و گفتند: «آیا داوود در میان ما پنهان نشده است؟»
زیفیان تازه پیشنهاد کرده بودند داوود را به شائول تسلیم کنند. دعای او کوتاه و بیهیاهوست — به نام خود مرا نجات ده — و بر یک ادعای استوار مینشیند: بهراستی پدر من یاور من است، همان که جان مرا نگاه میدارد.
54 1ای پدرِ من، مرا به نام خود نجات ده، و به قدرت خویش دادِ مرا بستان. 2ای پدرِ من، دعای مرا بشنو؛ به سخنان دهانم گوش فرا ده. 3زیرا بیگانگان بر ضدِ من برخاستهاند، و ستمگران قصد جانم دارند — ایشان را به پدر ما اعتنایی نیست. سِلاه.
4بهیقین پدرِ من مددکار من است؛ پدرِ متعال نگاهدارندهٔ جان من است. 5او شرارت را بازخواهد گردانید بر آنان که در کمین منند؛ به وفاداری خود، ایشان را نابود ساز. 6با هدیهٔ داوطلبانه قربانی خواهم گذرانید برای تو؛ نام تو را، ای پدرِ من، خواهم ستود، زیرا نیکوست. 7زیرا او مرا از هر تنگی رهانیده است، و بر دشمنانم با پیروزی نگریستهام.