هَلِلویاه
امید خود را بر شاهزادگان مبند، که نقشههایشان همان روز با خودشان میمیرد. جایگزین، پدرمان است، فهرست شده به آنچه واقعاً میکند: عدالت برای ستمدیدگان، نان برای گرسنگان، آزادی اسیران، و نگاهداری غریبان، یتیمان و بیوهزنان.
146 1هَلِلویاه! ای جان من، پدر ما را بستای.
2تا زندهام پدر ما را خواهم ستود؛ تا نفَس دارم برای پدر ما سرود خواهم خواند.
3بر امیران توکل مکنید، بر انسانی فانی که نمیتواند نجاتتان دهد. 4روحش بیرون میرود و به خاک بازمیگردد؛ در همان روز نقشههایش نابود میشود. 5خوشا به حال آن که مددکارش پدر یعقوب است، و امیدش بر پدر ما است،
6او آفرینندهٔ آسمان و زمین است، دریا و هرآنچه در آنهاست؛ او تا ابد وفاداری را نگاه میدارد. 7او مظلومان را دادرسی میکند؛ گرسنگان را نان میبخشد. پدر ما اسیران را آزاد میسازد. 8پدر ما چشمان نابینایان را میگشاید؛ پدر ما خمیدگان را برمیافرازد؛ پدر ما عادلان را دوست میدارد. 9پدر ما از غریبان نگاهبانی میکند؛ یتیم و بیوه را استوار میدارد، اما راه شریران را به تباهی میکشاند.
10پدر ما تا ابد سلطنت خواهد کرد — ای صهیون، پدر تو، نسل اندر نسل. هَلِلویاه!